کتاب رتبه‌بندی و پاسخگویی در آموزش عالی: استفاده‌ها و سوءاستفاده‌ها منتشر شد

کتاب «رتبه‌بندی و پاسخگویی در آموزش عالی: استفاده‌ها و سوءاستفاده‌ها» اثری تحلیلی و انتقادی به تألیف سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) است که با ترجمه رضا محمدی و فاخته اسحاقی و از سوی مرکز نشر دانشگاهی منتشر شده و به بررسی یکی از اثرگذارترین و در عین حال مناقشه‌برانگیزترین پدیده‌های آموزش عالی معاصر می‌پردازد.

این کتاب با چنین رویکرد و نگاهی نوشته شده است: رتبه‌بندی دانشگاه‌ها امروز نقشی فراتر از یک ابزار اطلاع‌رسانی یافته و به سازوکاری تعیین‌کننده در سیاست‌گذاری آموزش عالی، تصمیم‌گیری دانشجویان و رقابت دانشگاه‌ها در عرصه ملی و بین‌المللی تبدیل شده است. کتاب «رتبه‌بندی و پاسخگویی در آموزش عالی: استفاده‌ها و سوءاستفاده‌ها» با نگاهی تحلیلی و انتقادی، به واکاوی این پدیده و پیامدهای پیچیدۀ آن می‌پردازد. این اثر حاصل همکاری بیست تن از صاحب‌نظران برجسته آموزش عالی و نظام‌های رتبه‌بندی است که در آن، اصول رتبه‌بندی جهانی، روش‌شناسی‌های رایج و همچنین رویکردهای پیشنهادی تشریح شده‌اند.

اگرچه رتبه‌بندی‌های جهانی نمی‌توانند جایگزین قضاوت آگاهانه و ترجیحات فردی شوند، اما به ابزاری مهم در فرایند پیچیده انتخاب محل تحصیل تبدیل شده‌اند و از همین رو، بررسی انتقادی آن‌ها اهمیتی دوچندان یافته است. ماروپ و ولز، از مؤلفان این کتاب و اعضای پیشین بخش آموزش عالی یونسکو، در مقدمه تأکید می‌کنند: «انفجار رتبه‌بندی دانشگاه‌ها شاید بازتاب این واقعیت باشد که ما در جهانی مبتنی بر مقایسه و رتبه‌بندی زندگی می‌کنیم؛ جهانی که در قرن بیست‌ویکم، بیش از هر زمان دیگر، با شاخص‌ها و سنجه‌های گوناگون سنجیده می‌شود.» به باور آنان، دانشگاه‌ها خود به تعیین‌کنندۀ استانداردهایی برای مقایسۀ سایر «جهان‌ها، کشورها و نهادها» بدل شده‌اند و از این رو، مقایسه و رتبه‌بندی آن‌ها امری اجتناب‌ناپذیر است.

یکی از محورهای اساسی کتاب، بررسی اثرات دوگانۀ رتبه‌بندی‌ها بر آموزش عالی است. از یک‌سو، رتبه‌بندی‌ها می‌توانند به ارتقای کیفیت، تقویت پاسخگویی، بهبود برنامه‌ریزی راهبردی و افزایش اعتبار و شهرت دانشگاه‌ها کمک کنند. این نظام‌ها همچنین امکان شناسایی شرکای بالقوه برای همکاری‌های علمی و جذب منابع مالی را فراهم می‌آورند و در بسیاری از کشورها، دولت‌ها از شاخص‌های رتبه‌بندی در ارزیابی عملکرد، اصلاح نظام آموزش عالی و تخصیص بودجه بهره می‌گیرند.

در مقابل، تأکید بیش از حد بر شاخص‌های محدود و مقایسۀ دانشگاه‌هایی با مأموریت‌ها، ساختارها و زمینه‌های متفاوت، می‌تواند به ساده‌سازی واقعیت‌های پیچیدۀ آموزش عالی، انحراف از مأموریت‌های اصلی دانشگاه‌ها و تعمیق نابرابری‌های پایدار منجر شود. از آنجا که ارزیابی دانشگاه‌ها غالباً بر پایه شاخص‌های غیرمستقیم انجام می‌شود، چالش اصلی نه‌تنها در انتخاب شاخص‌های مناسب، بلکه در اطمینان از اعتبار و دقت آن‌ها در سنجش کیفیت واقعی نهفته است.

سوتر، از دیگر مؤلفان کتاب، بر این نکته تأکید دارد که هیچ نظام رتبه‌بندی موجودی هنوز به سطحی از شفافیت نرسیده است که امکان بازسازی کامل نتایج آن برای خوانندگان فراهم شود؛ امری که بیش از هر چیز ناشی از محدودیت‌های فنی و منابع مورد نیاز برای گردآوری، انتشار و به‌روزرسانی داده‌هاست. این کتاب همچنین شامل دیدگاه‌هایی از پروفسور نیان کای لیو، بنیان‌گذار رتبه‌بندی دانشگاه‌های جهان در شانگهای، و فیل باتی، سردبیر رتبه‌بندی مجله آموزش عالی تایمز است. این دو نویسنده ضمن دفاع از روش‌شناسی‌های خود، اذعان دارند که هیچ نظام رتبه‌بندی واحدی قادر نیست تنوع کیفیت و مأموریت دانشگاه‌های جهان را به‌طور کامل بازتاب دهد.

در نهایت، نویسندگان کتاب بر این واقعیت تأکید می‌کنند که رتبه‌بندی‌ها بازنمایی کامل کیفیت واقعی دانشگاه‌ها نیستند و نحوۀ انتخاب شاخص‌ها و تفسیر نتایج می‌تواند پیامدهای مهم و گاه ناخواسته‌ای به همراه داشته باشد. این اثر با ارائه تحلیلی متوازن، مستند و چندجانبه، منبعی ارزشمند برای سیاست‌گذاران، مدیران آموزش عالی، پژوهشگران و تمامی علاقه‌مندان به درک عمیق‌تر نقش و جایگاه رتبه‌بندی‌ها در آینده آموزش عالی محسوب می‌شود.

اشتراک‌گذاری :