دبیرکل کمیسیون ملی یونسکو در افتتاحیه همایش هزاره حکیم ناصر خسرو قبادیانی:

از جمله سخنرانان این همایش دکتر محمدرضا سعیدآبادی دبیرکل کمیسیون ملی یونسکوی ایران بود. وی در آغاز سخنان خود تکوینِ هویت هر ملتی را متأثر از دستاوردها و آموزه‌های باغبانان فرهنگی آن ملت دانست که بذرهای اخلاق و معنویت را در اعماق وجود ملت‌ها می‌کارند و آن را به درختی تناور تبدیل می‌کنند. وی در ادامه گفت: درخت تناور فرهنگ و تمدن ایران‌زمین دیری است با میوه‌های معطرش کام جهانیان را شیرین و شکرین کرده است.
دبیرکل کمیسیون ملی یونسکو یکی از میوه‌های بس مرغوب اقلیم پهناور فرهنگ این دیار را حکیم ناصرخسرو قبادیانی ذکر کرد و گفت: این شاعر گرانقدر شخصیتی چندوجهی دارد که هر یک از وجوه‌ او به غایتِ کمال و جمال مزین است و پرداختن به هریک از این وجوه، عزمی دلیرو دانشی بلیغ می‌طلبد.
وی دیگر مناقب ناصرخسرو را که از منظر سازمان جهانی یونسکو در جهانِ امروز بسیار حائز اهمیت است؛ رویکرد خردمندانه او در ایجاد فضای گفتگوی میان ادیان و فرقه‌های مختلف مانند زرتشتیان، مسیحیان، کلیمیان و فاطمیان مصر و … عنوان کرد و گفت: این رویکرد عالمانه در دورانی که بازار جهل و تعصب کوردلانه، سیمای زشتِ ‌ستیز و خونریزی را به تصویر کشیده بود، نقطه عطفی در رویکرد خردمندانه ایرانیان در دوران پر آشوب قرون وسطی تلقی می‌شود.
دکتر سعیدآبادی همچنین در این همایش از تأسیس مرکز پژوهش جاده ابریشم ناصرخسرو قبادیانی با همکاری کمیسیون ملی یونسکو در دانشگاه شهید بهشتی خبر داد.

متن سخنان دکتر سعیدآبادی در افتتاحیه همایش همایش هزاره حکیم ناصر خسرو قبادیانی:
به نام خدا، مجالی بس فرخنده فراز آمد تا در مجلسی که آراسته به نام یکی از مفاخر فروزانِ فرهنگ و ادب ایران-زمین حکیم ناصرخسرو قبادیانی است؛ با شما دلدادگان فرهنگ‌گستر در باب این شخصیت کم‌نظیر که نقش به‌سزایی در تحکیم بنیان‌های کیستی و چیستی ما ایرانیان در بستر تاریخ به ارمغان آورده است صحبت کنم.
تکوینِ هویت هر ملتی، بی‌گزاف و گمان متأثر از دستاوردها و آموزه‌های باغبانان فرهنگی آن ملت است که بذرهای اخلاق و معنویت را در اعماق وجود ملت‌ها می‌کارند و آن را به درختی تناور تبدیل می‌کنند. درخت تناور فرهنگ و تمدن ایران‌زمین دیری است با میوه‌های معطرش کام جهانیان را شیرین و شکرین کرده است .
یکی از میوه‌های بس مرغوب اقلیم پهناور فرهنگ این دیار، حکیم ناصرخسرو قبادیانی است. شخصیتی چندوجهی که هر یک از وجوه‌ او به غایتِ کمال و جمال مزین است و پرداختن به هریک از این وجوه، عزمی دلیرو دانشی بلیغ می‌طلبد.
لیک به قدر بضاعت و در این محفل انس به اختصار سه ویژگی ممتاز جناب ناصرخسرو را به حضور سروران و گرانمایگان تقدیم می‌کنم.
زمانه ناصرخسرو یکی از ادوار سهمگین پارسی‌زدایی و هویت‌گریزی است. سه قرن منتهی به تولد ناصرخسرو، دوران تحمیل سخت‌ترین فشارها به هویت ایرانیان بوده است. از یک سو تلاش امویان در ایران‌ستیزی و موالی‌گری و از سوی دیگر زخمه‌های هولناک سلاطین غزنوی و سلجوقی، کالبد فرهنگ و هویت کهن ایرانیان را در معرض نابودی و اضمحلال قرار داده بود. در چنین شرایطی بود که حکیم ابوالقاسم فردوسی با اقدامی هوشمندانه و سرشار از خردِ ایرانی، اقدام به تبیین نرم‌افزارانه و فرهنگی مقابله با چنین عملی نمود. حکیم ایران‌ستای طوس با خلق شاهنامه ایرانیان، گامی بس بلند در تحکیم هویت و استقرار منش و روش ایرانی بنیاد نهاد.
ناصر خسرو سخت دلداده حکیم ابوالقاسم فردوسی بود و به قول استاد ندوشن “اگر بخواهیم از میان مفاخر بزرگ ایران‌زمین نام دو تن را که بیشترین شباهت و سهم را در صیانت و حفاظت از هویت ایرانی داشتند نام ببریم حتماً باید در کنار نام فردوسی با فاصله اندک، از ناصرخسرو نیز یاد کنیم.
پس منت بزرگ ناصرخسرو بر ما ایرانیان در قیاس با سایر مشایخ، عرفا و ادیبان بزرگ ایران‌زمین این است که او پاسدار و حافظ فرهنگ و هویت تاریخی ما ایرانیان است.
دومین خدمت بزرگ ناصرخسرو نگارش آثار و آرای خویش به زبان نثر و نظم زیبای پارسی است. زبانی که در آن زمان به تدریج در حال رنگ‌باختن بود. هر یک از آثار ناصرخسرو، میراثی پر ارج در شناخت خوی و خیم ایرانیان در آن دوره تاریخی بسیار حساس بوده است. از این نظرگاه ابعاد تاریخی، جغرافیایی، جامعه‌شناسی و زبان‌شناختی بسیار غنی در آثار ارجمند ناصرخسرو مانند دیوان اشعار، زادالمسافرین، گشایش و رهایش، وجه دین، سفرنامه، سعادت‌نامه و روشنایی‌نامه مندرج است که برای محققان دانشگاهی می‌تواند حاوی مفاهیم نغز و ارزنده باشد.
دیوان اشعار او برخلاف سایر دیوان‌ شعرای دیگر با مدح و هجو میانه‌ای ندارد و فربهی نگاه ناصرخسرو غالب تمرکز بر مسائل اخلاقی، تربیتی و اصلاحی است.
یکی دیگر از شایستگی‌های منحصر به فرد ناصرخسرو جهانگردی و گردشگری فرهنگی اوست. ناصرخسرو به حق اولین جهانگردِ با بصیرتِ فرهنگیِ جهان است. اگر مارکوپولوی ونیزی در سال ۱۲۷۰ میلادی مصادف با ۶۶۹ قمری جهانگردی خود را آغاز کرد و یا ابن بطوطه، سیاح مراکشی در ۱۳۲۵ میلادی مصادف با ۷۲۵ هجری مبادرت به چنین کاری نمود ناصرخسرو در سال437 هجری برابر با 1046میلادی سفر ۷ ساله حکمت‌آموز خود را آغاز کرد.
با این وصف ناصرخسرو ۲۲۴ سال پیش از مارکوپولوی ونیزی و ۲۷۹ سال پیش از ابن بطوطه مراکشی جهانگردی و سفر نامه‌نویسی را به شکلی علمی و کاربردی به کار برد.
از دیگر مناقب جناب ناصرخسرو که از منظر سازمان جهانی یونسکو در جهانِ امروز بسیار حائز اهمیت است؛ رویکرد خردمندانه ناصرخسرو در ایجاد فضای گفتگوی میان ادیان و فرقه‌های مختلف مانند زرتشتیان، مسیحیان، کلیمیان و فاطمیان مصر و … است و این رویکرد عالمانه در دورانی که بازار جهل و تعصب کوردلانه سیمای زشت‌ستیز و خونریزی را به تصویر کشیده بود، نقطه عطفی در رویکرد خردمندانه ایرانیان در دوران پر آشوب قرون وسطی تلقی می‌شود.
در این مجال تنگ، بیان این چند ویژگی ناصرخسرو به خوبی به ما می‌گوید که چرا این مرد بزرگ است؟ و چرا ما به عنوان میراث‌داران چنین فرهنگ و مفاخری؛ باید پاسداشت آنان را با شکوهی تمام در عرصه ملی و بین‌المللی به جشن بنشینیم؟
کمیسیون ملی یونسکوـ ایران تاکنون موفق به ثبت جهانی ۳۳ تن از مشاهیر بزرگ ایران زمین در سازمان جهانی یونسکو شده است که ناصرخسرو نیز یکی از این ستاره‌های درخشان ثبت‌شده ایران در یونسکو است. از منظر آماری ایران، جزو برترین کشورهای جهان در ثبت مشاهیر است اما از بعد محتوایی باید اذعان کرد که نتوانسته‌ایم آن‌گونه که شایسته نام این بزرگان است اقدامی درخور انجام دهیم.
سازمان جهانی یونسکو همواره تأکید دارد که ثبت مشاهیر، گام اولیه و نخستین است و گام مهم و اساسی اشاعه، ترویج و گسترش آموزه‌های مشاهیر در دنیایی است که پدیده‌های هویت‌ستیز در صدد یکسان‌سازی فرهنگی در جهان هستند.
اقدام شایسته دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی و
کمیته فرهنگ و تمدن اسلام شورای عالی انقلاب فرهنگی در برگزاری چنین همایش ارزنده‌ای برای یکی از شاخص‌ترین چهره‌های فرهنگی ایران‌زمین، ستودنی و پر ارج است.
اما در حقیقت ناصرخسرو و بسیاری از مشاهیر دیگرمان در غبار غفلت و فراموشی ما اصحاب و متولیان فرهنگی کشور به محاق رفته است.
امید است دستاورد علمی و فرهنگی این همایش، بسترسازِ تأمل هر چه بیشتر در آثار و احوال این مرد بزرگ باشد.
بسوزند چوب درختان بی بر
تو چون خود کنی اختر خویش را بد
درخت تو گر بار دانش بگیرد
سزا خود همین است مر بی‌ بری را
مدار از فلک چرخ نیک اختری را
به زیر آوری چرخ نیلوفری را

اشتراک‌گذاری :