متن سخنان دبیرکل کمیسیون ملی یونسکو در افتتاحیه همایش بین‌المللی حافظ

متن سخنان دکتر سعیدآبادی در افتتاحیه همایش بین‌المللی حافظ به شرح زیر است:

به نام یکتای بی همتا
بی همگان به سر شود بی‌ تو به سر نمی شود

سخن گفتن از شخصیتی که شناسنامه زرین و هویت فرهنگی رنگین ایران و ایرانیان را به وجهی احسن و طریقی ایمن آراسته است، کاری بس سنگین و سترگ می نماید.
خانم‌ها، آقایان آنچه که حافظ را از کوی خاک به ملکوت افلاک رهنمون داشت؛ شوریدگی جان به شوق واصل‌شدن به حریم یار و دل‌بریدن از اغیار بود.

حجاب چهره جان می‌شود غبار تَنم                         خوشا دمی که از آن چهره پرده بر فکنم
چنین قفس نه سزای چو منِ خوش الحانیست           رَوُم به گلشنِ رضوان که مرغِ آن چمنم

از رهگذر چنین شوریدگی است که مانایی و پایایی اندیشه شافی و فکر صافی شمس‌الدین محمد میسر گشت.
شاهین صفت، چو طُعمه چشیده‌ام ز دست شاه         کِی باشد التفات به صید کبوترم

اندیشه‌ای که خیل رهروان و رهپویان او را واله و شیدای خویش کرده است.
بدین وصف، سترگ‌ترین میراث حضرت حافظ طبابت روح رنجور و ضجور آدمی است. طبیب حاذقی که روح زنگار گرفته را از پلشتی و پلیدی به غمازی و پاکی بشارت می داد و چه کاری متعالی‌تر است از تجویز و تسکین روح دردمند بشریت در دوران حرمان انسانیت.
حافظ سودای رَستن و گسستن را به آدمی آموخت که تا ترک تعلق نکنی روزنی به آسمان نخواهی یافت.
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک                 چند روزی قفسی ساخته‌اند از بدنم

سبب حضور شوق‌انگیز شما در این گلستان همیشه بهار، تجدید پیمان با سراینده خوش‌الحان نیکی‌ها و خوبی‌هاست.
زهی سعادت که ضمیر منیر شما دوستداران زیبایی، بیرق میراث بزرگ مرد عرصه انسانیت را افراشته نگه داشته است.
انسان سرگشته و حیران عصر مدرن به‌شدت با خلاء معنا در زندگی روبه‌رو است. خلاء‌ای که رهاورد آن اضطراب، تشویش، پوچی، کالایی‌شدن، فردیت باوری و لذت‌جویی لجام‌گسیخته است.
عظمت حافظ و میراث ماندگار وی در چنین وانفسایی است که انسان فسرده حال و خموده را از مُغاک خاک تا بَر افلاک رهنمون می‌گردد.
موهبت گرانبهای دیگر حافظ، کاشتن بذر امید در دل دردمندان است. مژدهِ سپری‌شدن فراق یار و وعده دیدار، این نوید را می‌دهد که سرانجام یارِ سیمین بَر رخ می‌نماید و نوبهار حسن شکوفا می‌شود.
آن همه ناز و تنعم که خزان می‌فرمود     عاقبت در قدم باد بهار آخر شد

آن پریشانی شب‌های دراز و غم دل          همه در سایه گیسوی نگار آخَر شد

بدین روی از امتزاج دو سمبل متعالی تسکین دردمندیِ روح و تزریقِ بذر امید، حافظ بزرگ به حفاظت از گوهر ناب وجود انسان در کشاکش دهر و صعوبت دنیای فانی می پردازد و بدین نمط بشریت را مژده فتح و ظفر می‌دهد. زهی سعادت که آرمانی چنین متعالی از سرزمین مینونشان ایران به دست مشاهیری بزرگ چون حافظ، سعدی، مولوی، عطار، نظامی، فردوسی، جامی، رودکی و بسیاری دیگر از مشاهیر این مرزبوم به جهانیان نوید داده شده است.
با چنین توشه‌ای پربار و اندوخته‌ای شوق‌انگیز، کمیسیون ملی یونسکوی ایران مفتخر است که چنین گنجینه‌ای متعالی از فرزانگان و فرهیختگان که معرف فرهنگ غنی ایران‌زمین‌اند بر قله معرفت جهان می‌درخشند.
سازمان جهانی یونسکو مفتخر است که اعلام کند این گنجینه‌های تمام‌ناشدنی، متعلق به کل بشریت است و این بزرگ‌مردان منادی سربلندی، عزت و تعالی روح بشریت و صلح جهانی‌اند که مهم‌ترین و محور‌ی‌ترین آرمان و اولویت سازمان یونسکو است.
امید دارم آموز‌های ارزشمند و خجسته حافظ با ترنمی همیشگی ضیافت‌بخش دل‌های سرگشته و مرهمی بر روح‌های پریشان انسان عصر حاضر باشد تا از رهگذر آن جهانی امن، لطیف، آرمان‌خواه، تعالی-جو و عدالت‌محور حاصل آید.
یارم چو قدح به دست گیرد            بازار بتان شکست گیرد
هر کس که بدید چشم او گفت      کو محتسبى که مست گیرد
در بحر فتاده‌ام چو ماهى               تا یار مرا به شست گیرد
در پاش فتاده‌ام به زارى                 آیا بود آن که دست گیرد

                خرم دل آن که همچو حافظ
                 جامی ز می الست گیرد

اشتراک‌گذاری :